سلام...خوبید؟
امروز ۲۴ سال ۱۳۸۹ ساعت 5:۵۴ دقیقه امروز ما مهمون داریم به خاطر همین من صبح بعد از اینکه ازکلاس زبان اومدم دیدم مامانم داره جارو میکنه. اون جارو رو خاموش کرد و گفت: که بریم تامیوه بخریم من گفتم مامان من نمییام مامانم گفت چرا؟گفتم آخه خستم گفت باشه. همون موقع برق رفت مامانم گفت حالا که برق رفت بزار جارو اینجاباشه بعد دوباره گفت راستی الان که دیگه نمی تونی با اینترنت کارکنی بیا بریم منم گفتم نهبعد مامانم گفت هرجور میلته اون با خواهرم رفت ومن خونه تنها موندم رفتم تا یه کمی سنتوربزنم یه زره که گذشت یه دفعه برقا اومد جارو هم به برق بود که ناگهان.... بگید چی شد؟جارو روشن شد صدای وحشت ناکی دراورد که نگو نپرس از رو صندلی سنتورم چنان پریدم کهخدا می دونه... ok راستی هنوز نتایج نیومده ها وای آره اصلا برام مهم نیست...حالا فعلا بای بای...کاردارم با دوسته کلاسم دارم چت میکنم...
salam man linket karde budam ehtamalan nadidi!
سلام
من خواهر عاطفم که واسش کامنت گذاشتی. همسن توام . منم وبلاگ مینویسم.
بیا با هم دوست بشیم.
بهم سر بزن
رها
http://www.vampiregirl.blogsky.com/
این وبلاگمه
سلام حانیه جان ، خوشحالم از این که تینا دوست خوب و مهربونی مثل تو داره عزیزم ...آرزو میکنم همیشه تو همه ی کارهاتون موفق باشین ...
ممنونم که نظر دادید راستی نظر لطفه تونه بازم به من سر بزنید
مامانم هنوز ایمیل درست نکرده یکم صبر داشته باش okkkkkkkkkkkkkk
ببخشید خوب فقط سوال کردم...
سلام جاروبرقی رو سوزوندی دیگه نه؟
نه بابا...
سلام
مرسی که برام کامنت گذاشتی. متا سفم ولی نمیتونم چت کنم
رها
اشکالی نداره رها جون
پس چرا نیومدی؟
تینا جون میگی که کامپیوترم خرابه اما بزار برای بعدن ... بای
سلام حانیه جان خوبی؟
امیدوارم تو هم قبول شی تو هم دعا کن من قبول شم.
خوش حال میشم بازم سر بزنی. راستی عزیزم اگه نتایج شما اومد حتما" به من خبر بده.
بازم سر بزن. فعلا" ...
ممنونم نظر گذاشتی؟بازم بیا .باشه؟
باشه حتما
حانیه جون من آپ کردم. منتظرتم بیای
باااااااای
ok توهم منو فراموش نکن